جمله حالیه در عربی

ناگفته های حال و جمله حالیه در عربی | دوازدهم

زمان مطالعه: ۳ دقیقه

 

حال، یکی از قیدهای زبان عربی و معادل قید حالت در زبان فارسی است. حال به یکی از دو صورت اسم و یا جمله است. و حالت یک اسم را توصیف می کند و همواره دارای اعراب منصوب می باشد.

مثال: رأیتُ الطّالبَ مسروراً. دانش آموز را خوشحال دیدم.

رأیتُ: فعل و فاعل (ضمیر بارز تُ)

الطّالبَ: مفعول و منصوب

مسروراً: حال و منصوب  ←  حالت دانش آموز را نشان می دهد

ویژگی های حال

حال، همواره به صورت یک اسم نکره در جمله دیده می شود و همواره حالت یک اسم معرفه را توضیح می دهد.

به اسمی که حال راجع به آن توضیح داده و حالت ان را بیان می کند، “مرجع حال” و یا “ذوالحال” گفته می شود. در مثال بالا، “الطّالب” مرجع حال است.

نکته!

همواره حال و مرجع حال، در جنس و تعداد با یکدیگر برابرند. مانند جمله ای که به عنوان مثال آوردیم: الطّالب و مسروراً هر دو مفرد مذکر هستند.

حال همواره یک اسم مشتق است. یعنی اسم فاعل، اسم مفعول، اسم مبالغه و یا اسم تفضیل و .. باشد. مثلا مسروراً، بر وزن مفعول، و اسم مفعول و مشتق می باشد.

مقایسه حال و صفت

در جمله ای که مثال آوردیم: ” رأیتُ الطّالبَ مسروراً “، ممکن است مسروراً را به اشتباه صفت ترجمه شود: دانش آموزِ خوشحال را دیدم*

اما باید بدانیم صفت و حال، تفاوت های بسیاری با هم دارند از جمله:

حال و مرجع حال، هیچ گاه از لحاظ معرفه و نکره یکسان نیستند و همواره مخالف یکدیگر هستند. اما می دانیم صفت و موصوف علاوه بر تعداد و جنس، از لحاظ معرفه و نکره بودن نیز یکسانند.

اما حال و صفت شباهت های زیادی نیز با هم دارند که مهم ترین آن ها عبارتند از:

هر دو راجع به یک اسم توضیح می دهند.

هر دو با مرجع خود هم جنس و هم تعداد هستند.

اما تفاوت حال و صفت چیست؟

صفت همواره در معرفه و یا نکره بودن با موصوف خود تطابق دارد اما حال همواره نکره و مرجع آن معرفه است.

صفت همواره با موصوف خود، در اعراب برابر است. اما حال همواره منصوب است و مرجع آن می تواند هر اعرابی در جمله داشته باشد. پس صفت و موصوف همواره هم اعراب هستند اما حال (که همواره منصوب است) و مرجع آن ممکن است هم اعراب نباشند.

نکته!

حال که راه های تشخیص صفت و حال را دانستیم باید به این نکته هم توجه کنیم که پس از تشخیص این دو، آن ها را به درستی ترجمه کنیم.

صفت را می بایست به صورت توصیفی و بعد از موصوف بیاوریم اما حال را به صورت قید حال ترجمه می کنیم.

نکته!

در زبان عربی در اکثر موارد، حال (قید حالت) در انتهای جمله می آید.

جمله حالیه

در زبان عربی، حال به دو صورت اسم و یا جمله می تواند بیاید که می خواهیم به شکل جمله آن که جمله حالیه نامیده می شود، بپردازیم.  جمله حالیه نیز می تواند به دو صورت اسمیه و فعلیه باشد.

جمله حالیه نیز مانند حتا مفرد (اسم) حتما به یک اسم معرفه اشاره دارد. قبل از شروع جمله حالیه اسمیه، حتما یک “و” که واو حالیه نامیده می شود، به کار می رود.

“و” حالیه هم الزامی است هم یک نشانه برای تشخیص جمله حالیه اسمیه. “و” حالیه در زمان ترجمه نیز، “در حالی که” ترجمه می شود.

مثال: أُشاهِدُ الرّجلَ و هو جالسٌ بَین الشجرتینِ. مرد را می بینم در حالی که میان دو درخت نشسته است.

و : واو حالیه

هو جالسٌ بَین الشجرتینِ : جمله حالیه

جمله حالیه فعلیه

حال می تواند به صورت یک جمله فعلیه نیز باشد که دقیقا نقطه مقابل جمله وصفیه است. چرا که جمله وصفیه درباره یک اسم نکره توضیح می دهد، اما اگر جمله ای راجع به یک اسم معرفه توضیح دهد،  یک جمله حالیه خواهد بود.

مثال:

  • رأیتُ الولدَ یضحکُ بصوتٍ رفیع: دیدم پسر را در حالی که با صدای بلند می خندید.

الولد: معرفه

یضحکُ بصوتٍ رفیع: جمله حالیه

  • رأیتُ ولداً یضحکُ بصوتٍ رفیع: دیدم پسری را که با صدای بلند می خندید.

ولداً: نکره

یضحکُ بصوتٍ رفیع: جمله وصفیه

نکات بیشتر!

اگر جمله حالیه فعلیه باشد، اما با فعل “قد + ماضی”  شروع شده باشد باز هم به واو حالیه قبل از خود احتیاج دارد.

مثال:

رأیتُ الطّالبُ    و   قد ذهبَ إلی المدرسه. (جمله فعلیه با قد+ماضی شروع شده است)

و: واو حالیه

قد ذهبَ إلی المدرسه: جمله حالیه

در نتیجه، واو حالیه در دو جا ظاهر می شود: جمله حالیه اسمیه و نیز جمله حالیه فعلیه که با قد+ماضی شروع شده باشد.

نکات ترجمه!

قبل از ترجمه جمله حالیه، از لفظ “در حالی که” استفاده می کنیم.

ترجمه فعل جمله حالیه دقیقا مانند ترجمه فعل جمله وصفیه می باشد و دارای دو حالت زیر است:

  1. ماضی (زمان جمله اول) – ماضی (زمان جمله حالیه) – ماضی بعید یا ماضی ساده (ترجمه جمله حالیه)
  2. ماضی (زمان جمله اول) – مضارع (زمان جمله حالیه) – ماضی استمراری (ترجمه جمله حالیه)

مثال

  • رأیتُ الفلّاحُ و هو یجمَعُ المحصولَ: دیدم کشاورز را در حالی که محصول را جمع می کرد.
  • رأیتُ الفلّاحُ و هو جمَعَ المحصولَ: دیدم کشاورز را در حالی که محصول را جمع کرده بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *