زمان مطالعه: ۳ دقیقه

با سلام و احترام خدمت شما مخاطبین عزیز وبلاگ بین جو (Binjo)، در این مقاله قصد معرفی آرایه های ادبی پرکاربرد را خدمت شما عزیزان، داریم. با ما در ادامه این مقاله همراه باشید.

آرایه های ادبی پر کاربرد

تشبیه

تشبیه، مانند کردن کسی یا چیزی ازنظرِ داشتن صفت یا صفاتی به فرد یا شیء دیگر که آن صفت یا صفات را داراست می باشد.تشبیه چهار رکن دارد:

  1. مشبه: اسمی که تشبیه شده است.
  2. مشبهٌ به: اسمی که مشبهٌ به آن تشبیه شده است.
  3. وجه شبه: ویژگی مشترک دو اسم
  4. ادات تشبیه: کلماتی هستند که رابطه ی بین اجزای تشبیه را برقرار میکنند.

مثال

تو همچون گل ز خندیدن لبت با هم نمیآید / روا داری که من بلبل چو بوتیمار بنشینم

  • مصراع اول: تو (مشبه)، گل (مشبهٌ به)، همچون (ادات تشبیه)، ز خندیدن لبت با هم نمیآید (وجه شبه)
  • مصراع دوم: من (مشبه)، بوتیمار (مشبهٌ به)، چو (ادات تشبیه)، بنشینم (وجه شبه)

استعاره

نوع دیگری از تشبیه نیز وجود دارد که ادات تشبیه و وجه شبه آن حذف میشود.

مثال

قطره تویی، بحر تویی، لطف تویی، قهر تویی قند تویی، زهر تویی، بیش میازار مرا

  • مصراع اول: تو (مشبه)، قطره (مشبه به)/ تو (مشبه)، بحر (مشبهٌ به)/ تو (مشبه)، قهر (مشبهٌ به)
  • مصراع دوم: تو (مشبه)، قند (مشبه به) / تو (مشبه)، زهر (مشبه به)

دست از مس وجود چو مردان ره بجوی تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی

«مس وجود» و «کیمیای عشق»: نوعی از تشبیه هستند که ادات تشبیه و وجه شبه آن حذف شده، و در واقع، مشبه و مشبه به، به یکدیگر اضافه شده اند (اضافه ی تشبیهی).

خانه دل ما را از کرم عمارت کن پیش از آنکه این خانه رو نهد به ویرانی

منظور از خانه در مصراع دوم بیت بالا، «دل» است. یعنی دل از نظر جایگاه و فضا مانند «خانه» است. شاعر ابتدا دو مورد را به یکدیگر تشبیه کرده، سپس به دلیل شباهت زیاد آن دو به یکدیگر، یکی از آن دو را (مشبه) حذف کرده تا شباهت را هرچه بیشتر و تا یکی شدن آن دو نشان دهد. استفاده از اینگونه تصویرهای خیال انگیز استعاره نامیده می شود.

نکته!

در استعاره یک طرف تشبیه، مشبه یا مشبه به ذکر نمی شود و در جمله وجود ندارد.

نکته!

همه تشخیص ها استعاره هستند.

هرگاه در بیتی تشخیص داشته باشیم، حتماً استعاره نیز برای آن در نظر گرفته می شود.

مثال های بیشتر از استعاره

  • ز آشفتگی حال مـن آگاه کی شود آن را کــه دل نـگشت گرفتار این کمند
  • چون تیـر مدارید ز ما چشم اقامت کز قامت خمگشته در آغوش کمانیم
  • از دل پـرخون تراوش کم کند اسرار عشق پر دهپوش راز گوهر سینهی دریا بـس است
  • همچو طوق قمریان آغوش ما گستاخ نیست جلوهای از دور از آن سرو روان ما را بس است
  • بـا شکوه کوه فضلت ابر گریان بر جبال با وجود جود دستت برق خندان بـر سحاب
  • دامن فرصت دل بیتاب نتواند گرفت مشـت خاکی پیش این سیلاب نتواند گرفت
  • صد باد صبا اینجا با سلسله میرقصند این است حریف ای دل تـا باد نپیمایی
  • ما چو دادیم دل و دیده بـه طوفان بـلا گو بیا سـیل غم ایـن خانه ز بنیاد ببر
  • ما را زیر پر هست راهی به آن گلستان هـرچند سخت بندد صیاد بال ما را

تشخیص یا جان بخشی به اشیا

نسبت دادن شخصیت، حالات و رفتار آدمی به دیگر پدیده های خلقت، تشخیص شمرده است.  هر موجودی غیر از انسان در کلام « منادا » قرار گیرد آن کلام دارای تشخیص است.

 آنچه به عنوان جان بخشی به اشیا در ادبیات می شناسیم، در علم بیان استعاره مکنیه و یا جان دار انگاری نامیده می شود. که یادگاری از تفکر بشر قدیم که در نظر او همه چیز جان دار بوده است، محسوب می شود.

استعاره مکنیه در واقع، مشبهی است که به همراه یکی از اجزا یا ویژگی های مشبه به می آید.

به عنوان مثال “دیده عقل” به صورت اضافه استعاری است که در آن عقل به انسان، و دیده که از بارزترین ویژگی های انسان است به عقل اضافه شده است.

در جملات و بیت های زیر نیز حافظ از جان بخشی استفاده کرده است:

ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد

چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

برگ های سبز درخت در وزش نسیم به رقص در می آیند .

(رقصیدن یکی از حالات و رفتار انسانی است که به برگ های درخت نسبت داده شده است)

سحر در شاخسار بوستانی                چه خوش می گفت مرغ نغمه خوانی

 ای دیو سپید پای در بند               ای گنبد گیتی ای دماوند

میانگین امتیازات ۵ از ۵