آرایه های ادبی

آرایه های ادبی پرکاربرد | قسمت دوم

زمان مطالعه: ۳ دقیقه

فهرست مطالب این نوشته

مجاز

مجاز همانگونه که از نامش پیداست، در مقابل حقیقت قرار میگیرد. مجاز واژه ایست که در غیر معنی حقیقی خود و به شرط وجود قرینه به کار می رود.

حقیقت در واقع، اولین و رایج ترین معنا از یک واژه است که به ذهن میرسد. در صورتی که مجاز، به کاررفتن واژها در غیر معنی حقیقی خودشان است که به شرط وجود علاقه و قرینه است. اما در ادامه به تعریف علاقه و قرینه پرداخته ایم.

علاقه: علاقه در واقع، پیوند و تناسبی است که میان حقیقت و مجاز وجود دارد. اگر علاقه نباشد، مجاز هم نخواهد بود.

مثال

کلمه مدرسه نمی تواند در مجاز از کلمه ایی مانند کوه به کار رفته باشد، حتماً باید بین حقیقت و مجاز بتوان تناسب وجود داشته باشد.

قرینه

نشانه ای است که ذهن را از حقیقت باز می دارد که بر دو نوع لفظی و معنوی است.

بیشتر قرینه ها لفظی اند و منظور از قرینه ی معنوی، شرایط زمان، مکان و … است که مجاز بودن واژه را نشان میدهد.

  • دست در حلقه ی آن زلف دوتا نتوان کرد / تکیه بر عهد تـو و باد صبا نتوان کرد

دست مجاز از انگشت است و به جای آن به کار رفته است چون دست جایگاه انگشتان است)

  • سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی / چه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خوابی

سر مجاز از اندیشه و در جایگاه اندیشه است.

قرینه در مجاز

این قرینه، نشانه ای است که به کمک آن می توان معنی غیر حقیقی کلمه ای را فهمید.

مثال

  • ایران در بازی های آسیایی شرکت می کند.

کلمه ی « ایران » به عنوان مجاز از یک تیم ورزشی در ایران است و « شرکت در بازی » قرینه است که به ما کمک می کند تا بفهمیم که منظور از کلمه ایران کشور ایران نیست.

  • سینه خواهم شرحه شرحه از فراق            تا بگویم شرح درد اشتیاق

کلمه ی سینه در مجاز از انسان عاشق به کار رفته است.

نکته!

از آنجا که در استعاره لفظ در معنای حقیقی خود به کار نمی رود ، لذا هر استعاره ای نوعی مجاز است .پس هر مجازی استعاره نیست اما همه ی استعاره ها مجاز است.

مثال های بیشتر

گر نخواهد داد من امروز داد آن شاه حسن دامنـش فردا به نزد دادگر خواهم گرفت

بـه امیدی که سحر بر رخت افتد نـظرم نظری شب همه شب بر مه و پروین دارم

کنایه

کنایه در لغت به معنای پوشیده سخن گفتن و در اصطلاح سخنی است که دارای دو معنی دور و نزدیک است. که معنی نزدیک آن مورد نظر نیست بلکه گوینده یا نویسنده جمله را به گونه ای به کار می برد که ذهن شنونده از معنی نزدیک به معنی دور منتقل می شود.

نکته!

  • در کنایه الفاظ همه حقیقی اند. اما منظور ما از به کار بردن آن ها معنای حقیقی و ظاهری آن ها نیست.
  • کنایه معمولا در یک جمله یا یک ترکیب به کار می رود .

مثال

  • هنوز از دهن بوی شیر آیدش: کنایه از این که هنوز بچه است و شیر خوردن، بارز ترین نشانه ی بچگی است.
  • که رهام را جام باده است جفت: کنایه از این که رهام، فردی عیاش و خوشگذران است و مرد جنگ نیست.
  • بباید زدن سنگ را بر سبوی: سنگ را بر سبو زدن کنایه از آزمایش و امتحان کردن می باشد.
  •  عباراتی نظیر : دست و پا کردن، روی کسی را به زمین انداختن، شکم را صابون زدن، بند از بند گشودن، زبان در کشیدن، عنان گران کردن ، دهان دوختن ، پای در دامن آوردن، سر ز خاک بر آوردن، دست ندادن، دست به سیاه و سفید نزدن، دست روی دست گذاشتن و … همه کنایه هستند.

مثال های بیشتر

چو آب آشفته جان بر کف دوانم تا کجا سروی به قد و قامتت بینم روان در پای او ریزم

تو که زاهدی به پرهیز تو که عابدی سحرخیز سر من مدام مست و شب من سحر ندارد

چـون تیر مدارید ز ما چشم اقامت کز قامت خمگشته در آغوش کمانیم

گرچه صد بار غمت خاک مرا داد به باد نیست بـر خاطر من از تو غباری باری

از آن به خاک درت مست میسپارم جان که هم به کوی تو مستم به خاک بسپارند

ترش بنشین و تیزی کن که ما را تلخ ننماید چه میگویی چنین شیرین که شور در من افکندی

 

تدریس آرایه سجع در بینجو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *